سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سقای کربلا
 

 اگر بخواهیم استغفار -این نعمت الهی- را به دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور کنیم: یکی غفلت و دیگری غرور.


غفلت

بالاترین خطر

غفلت، یعنی انسان به کلی متوجّه و متنبّه نباشد که گناهی از او سر می‌زند .

این نوع آدم‌ها در دنیا و در میان افراد انسان‌ها هستند که غافلند و گناه می‌کنند؛ بدون این که متوجّه باشند خلافی از آن‌ها سر می‌زند. دروغ می‌گوید، توطئه می‌کند، غیبت می‌کند، ضرر می‌رساند، شرّ می‌رساند، ویرانی درست می‌کند، قتل مرتکب می‌شود، برای انسان‌های گوناگون و بی‌گناه پاپوش درست می‌کند، در افق‌های دورتر و در سطح وسیع‌تر، برای ملت‌ها خواب‌های وحشتناک می‌بیند، مردم را گمراه می‌کند، اصلاً متنبّه هم نیست که این کارهای خلاف را انجام می‌دهد. اگر کسی به او بگوید که گناه می‌کنی، ممکن است از روی بی‌خیالی، قهقهه‌ای هم بزند و تمسخر کند: گناه؟ چه گناهی!

بعضی از این افراد غافل، اصلاً به ثواب و عِقاب عقیده‌ای ندارند؛ بعضی به ثواب و عقاب هم عقیده دارند اما غرق در غفلتند و اصلاً ملتفت نیستند که چه کار می‌کنند. اگر این را در زندگی روزمرّه خودمان قدری ریز کنیم، خواهیم دید که بعضی از حالات زندگی ما شبیه حالات غافلان است.

انسانِ غافل هرگز به فکر استغفار نمی‌افتد. اصلاً به یادش نمی‌آید که گناه می‌کند. غرق در گناه است؛ مست و خواب است و واقعاً مثل آدمی است که در خواب حرکتی انجام می‌دهد

 

 

غفلت، دشمنی بسیار عجیب و خطر بزرگی است. شاید واقعاً برای انسان، هیچ خطری بالاتر و هیچ دشمنی بزرگ‌تر از غفلت نباشد. بعضی‌ها،این‌طورند.

 

 

دوری استغفار از انسان غافل

انسانِ غافل هرگز به فکر استغفار نمی‌افتد. اصلاً به یادش نمی‌آید که گناه می‌کند. غرق در گناه است؛ مست و خواب است و واقعاً مثل آدمی است که در خواب حرکتی انجام می‌دهد. لذا اهل سلوک اخلاقی، در بیان منازل سالکان در مسلک اخلاق و تهذیب نفس، این منزل را که انسان می‌خواهد از غفلت خارج شود، منزل «یقظه» یعنی بیداری می‌گویند.

آن چیزی که نقطه مقابل این غفلت است، تقواست. تقوا، یعنی به هوش بودن و دائم مراقب خود بودن. اگر از آدم غافل ده‌ها گناه سر می‌زند و اصلاً حس نمی‌کند که گناه کرده است؛ آدم متّقی، درست نقطه مقابل اوست

 

 

 

نقطه‌ای در مقابل غفلت

در اصطلاحات قرآنی، آن چیزی که نقطه مقابل این غفلت است، تقواست. تقوا، یعنی به هوش بودن و دائم مراقب خود بودن. اگر از آدم غافل ده‌ها گناه سر می‌زند و اصلاً حس نمی‌کند که گناه کرده است؛ آدم متّقی، درست نقطه مقابل اوست.

اندک گناهی هم که می‌کند، فوراً متذکّر می‌شود که گناه کرده است و به فکر جبران می‌افتد : «إنّ الّذین اتّقوا إذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا». به مجرد این که شیطان از کنارش عبور می‌کند و باد شیطان به او می‌خورد، فوراً حس می‌کند که شیطان زده شده و دچار اشتباه و غفلت گردیده است؛ «تذکّروا»: به یاد می‌افتد. «فإذا هم مبصرون»؛ چنین آدمی، چشمش باز است.

غفلت، دشمنی بسیار عجیب و خطر بزرگی است. شاید واقعاً برای انسان، هیچ خطری بالاتر و هیچ دشمنی بزرگ‌تر از غفلت نباشد. بعضی‌ها،این‌طورند

این خطاب، فقط به یک عدّه مردم خاص نیست ، همه باید ملتفت باشیم علما، دانشمندان، برجستگان، شخصیت‌ها، بزرگان، کوچکان، پولداران، فقیران، همه باید ملتفت باشیم که حدّاقل گاهی غفلت گریبان ما را می‌گیرد و غافل می‌شویم .

گاه گناهانی از ما سر می‌زند و ما خودمان هیچ متوجه ارتکاب گناه و تأثیرات آن نیستیم .

روز قیامت که می‌شود، چشم ما که باز شد، آن وقت می‌بینیم، عجب چیزهایی در نامه اعمال ماست! انسان تعجّب می‌کند، کی من این کارها را انجام دادم؛ اصلاً یادش نیست. این، گناهِ غفلت و اشکال آن است. پس، یک مانع استغفار، عبارت از غفلت است.

 

بالاترین شقاوت

مانع دوم، غرور است. اندک کار کوچکی که انسان انجام می‌دهد، مغرور می‌شود. در تعبیرات دعا و روایت داریم که «الإغترار باللَّه».

استغفار، مخصوص یک عدّه آدم‌های معین هم نیست که بگوییم کسانی که خیلی گناه کردند، استغفار کنند؛ نه. همه انسان‌ها -حتّی در حدّ پیامبر- باید استغفار کنند. «لیغفر لک اللَّه ما تقدم من ذنبک و ما تأخّر». پیامبر هم باید استغفار کند

 

 

در دعای چهل‌وششم صحیفه سجّادیه که روزهای جمعه خوانده می‌شود، عبارتی وجود دارد که خیلی تکان‌دهنده است. می‌فرماید: «و الشّقاء الأشقی لمن اغترّ بک»؛ بالاترین شقاوت‌ها، متعلّق به کسی است که به تو مغرور شود. «ما أکثر تصرّفه فی عذابک و ما أطول تردّده فی عقابک و ما أبعد غایته من الفرج و ما أقنطه من سهولة المخرج». کسی که مغرور می‌شود -به تعبیر این روایت- دچار حالت «إغترار باللَّه» می‌گردد. غرور، این‌گونه است. مغرور، خیلی دور از آبادی است، خیلی دستش کوتاه از رهایی و سلامتی است. چرا؟ به خاطر این که اندک کار کوچکی که انجام داد، دو رکعت نمازی که خواند، مثلاً خدمتی برای مردم انجام داد، پولی در فلان صندوق انداخت یا کاری در راه خدا انجام داد، فوراً مغرور می‌شود که ما دیگر پیش خدای متعال، کار خودمان را درست کردیم و حساب خودمان را ساخته و پرداخته نمودیم و احتیاج به چیزی نداریم! این را به زبان نمی‌آورد، اما در دل او این‌گونه می‌گذرد.

 

تحقیر انسان‌ها، خود را بالاتر از دیگران دانستن، کار خود را ارزشی بیش از ارزش کار مردم دادن یا بعضی از صفات اخلاقی زشت دیگری که در انسان‌ها هست -مثل حسد و طمع و خود بز رگ بینی- این‌ها استغفار لازم دارد

 

 

 

راهی برای همه

استغفار، مخصوص یک عدّه آدم‌های معین هم نیست که بگوییم کسانی که خیلی گناه کردند، استغفار کنند؛ نه. همه انسان‌ها -حتّی در حدّ پیامبر- باید استغفار کنند. «لیغفر لک اللَّه ما تقدم من ذنبک و ما تأخّر». پیامبر هم باید استغفار کند.

استغفار، یا از گناهی است که ما انجام داده‌ایم، یا از گناهان اخلاقی است. اگر فرض کنیم که یک انسان، هیچ گناهی هم انجام نداد؛ نه دروغ، نه غیبت، نه ظلم، نه خلاف، نه شهوترانی، نه اهانت به کسی، نه تعدّی به مال مردم؛ البته این‌طور آدم‌ها، خیلی کمند اما بسیاری از همین‌طور آدم‌هایی که این‌گونه گناهان جوارحی را هم ندارند، مبتلا به گناه جوانحی -گناه اخلاقی- هستند. اگر همین آدمی که هیچ گناهی نمی‌کند، وقتی که میان مردم راه می‌رود، نگاه کند و بگوید: این بیچاره مردم، همه مشغول گناهند؛ ولی ما الحمدللَّه خودمان را نگه داشتیم و گناه نمی‌کنیم -خود را بالاتر از آن‌ها به حساب بیاورد- این خودش یک گناه و یک تنزّل و یک سقوط می‌شود و استغفار لازم دارد.

ماه رمضان را برای استغفار مغتنم بشمارید و از خدای متعال طلب مغفرت کنید. همه استغفار کنید. آن کسانی که اهل عبادتند، آن کسانی که در امر عبادت متوسّطند، آن کسانی که حتّی کاهل در کار عبادتند و فقط به اقلّ واجبات اکتفا می‌کنند، آن کسانی که حتّی گاهی خدای نخواسته بعضی از عبادت واجب هم از آن‌ها ترک می‌شود، همه و همه توجّه داشته باشند که این رابطه بین آن‌ها و خدا، کار را پیش می‌برد. از خدای متعال، آمرزش و مغفرت بخواهیم و طلب عفو کنیم

 

 

تحقیر انسان‌ها، خود را بالاتر از دیگران دانستن، کار خود را ارزشی بیش از ارزش کار مردم دادن یا بعضی از صفات اخلاقی زشت دیگری که در انسان‌ها هست -مثل حسد و طمع و خود بز رگ بینی- این‌ها استغفار لازم دارد.

 

 

فرصت رمضان

ماه رمضان را برای استغفار مغتنم بشمارید و از خدای متعال طلب مغفرت کنید. همه استغفار کنید. آن کسانی که اهل عبادتند، آن کسانی که در امر عبادت متوسّطند، آن کسانی که حتّی کاهل در کار عبادتند و فقط به اقلّ واجبات اکتفا می‌کنند، آن کسانی که حتّی گاهی خدای نخواسته بعضی از عبادت واجب هم از آن‌ها ترک می‌شود، همه و همه توجّه داشته باشند که این رابطه بین آن‌ها و خدا، کار را پیش می‌برد. از خدای متعال، آمرزش و مغفرت بخواهیم و طلب عفو کنیم.

از خدا بخواهیم که مانع گناه را بردارد؛ این ابر را از مقابل خورشید فیض و لطف و تفضلّات خودش برطرف کند، تا لطفش بر دل‌ها و جان‌هایمان بتابد.

 


[ پنج شنبه 90/5/27 ] [ 12:21 عصر ] [ رضا یوسفی ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب