سقای کربلا |
در بیان مقام ومنزلت این بانوی مکرمه به همین روایت بسنده می کنیم که امام صادق(علیه السلام) در مورد ایشان فرمود :
زندان وشهادت
امام کاظم ( علیه السلام ) با انتخاب شیوه های درست مخفی کاری ، توانست در عصر حاکمانی مانند منصور دوانیقی ، مهدی و هادی عباسی جان به سلامت برد ، اما هارون که خود را در تمام زمینه ها موفق و در جبهه مبارزه با شیعیان و علاقه مندان اهل بیت شکست خورده می دانست ، امام ( علیه السلام ) را دستگیر و زندانی کرد و درنهایت به شهادت رسانید ، هارون فکر می کرد که تا مرکز رهبری این جبهه را از کار نیندازد همه کوششهایش بی فایده خواهد بود از این رو تصمیم گرفت که امام کاظم ( علیه السلام ) را باز داشت کند . د ژخیمان هارون امام ( علیه السلام ) را در مسجد پیامبر( صلی الله علیه وآله ) هنگامی که مشغول نیایش و نماز بود ، دستگیر کردند و حرمت خانه خدا و حرم پیامبر ( صلی الله علیه وآله ) را مراعات نکردند . هارون برای مخفی نگاه داشتن تبعید امام دو کجاوه ترتیب داد ، یکی را به مقصد کوفه و دیگری را به مقصد بصره روانه کرد و بدین وسیله خواست محل تبعید امام را پوشیده نگاه دارد تا مردم ودوستدارانش امکان دسترسی به آن حضرت را نداشته باشند وهمواره امام را از زندانی به زندان دیگر منتقل می کردند. آن بزرگوار درآغاز در زندان می فرمود : خدایا ترا حمد وسپاس که مرا در جای خلوتی قرار دادی که با فراغت بهتر بتوانم تو را عبادت کنم . ( 3 ) اما در آخرین زندان که زندانی مخوف و تحت مراقبت سندی بن شاهک بود می فرمود : ای خداوندی که گیاه را از بین آب و گل و ریگ نجات می دهی ، ای خدائی که آتش را ازبین آهن و سنگ رهائی می بخشی ، ای خدائی که شیر را از بین فضولات و خون خلاص می کنی ، ای خدائی که بچه را از میان پرده رحم نجات می بخشی ، ای خدائی که روح را ازمیان حجابها خلاص می کنی ، مرا از دست هارون خلاص کن . (4 ) در زندان سندی بن شاهک اوضاع و احوال بر امام بسیار سخت می گذشت و از مناجات های آخرین امام در این زندان به وضوح دریافت می شود که شدت شکنجه و اذیت و آزاری که بر امام هفتم شیعیان وارده می شده تا به چه حدی بوده است و در روایات دیگر نقل شده که امام را درسیاه چالهای زندان شکنجه می دادند و غل و زنجیر آهنین به پای مبارک حضرت می بستند . اما همانگونه که خورشید ازپشت ابربه نور افشانی و گرمادهی می پردازد وموجب حیات جانداران می گردد ، آثار وبرکات وجودی امام هفتم نیزحتی درزندان موجب جان بخشیدن به دلهای آگاه وخداشناس می گردید و روزبروز بر میزان علاقه مردم به خاندان عصمت وطهارت افزوده می شد. ومظلومیت حضرت برمحبوبیت ایشان می افزود. سرانجام هارون که بسط وگسترش تشیع راخطری جدی برای تاج وتخت خودمی دید تصمیم به قتل امام گرفت و به سندی بن شاهک دستور داد تا امام را مسموم نماید. او نیزمقداری خرمای زهر آلود در نزد آن حضرت گذاشت و آن حضرت ده عدد از آن خرما را خورد . سندی بن شاهک گفت : بیشتر بخورید . آن حضرت فرمود : حَسبُکَ قَد بَلَغتَ ما یَحتاجُ اِلیهِ فِیما اُمِرتَ بِهِ همین مقدار کافی است و با همین مقدار تو به آنچه مأمور بودی و مقصود تو بود نائل شدی امام کاظم ( علیه السلام ) سه روز براثرآن مسمومیت در بستر بیماری بودند سپس به شهادت رسیدند . سندی بن شاهک ( برای ظاهر سازی ) چند نفر قاضی و افراد عادل نما را احضار کرد تا گواهی دهند که حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام ) مسموم نشده است ، و هیچگونه بیماری وناراحتی مزاجی ندارد. امام کاظم ( علیه السلام ) متوجه آنها شد وفرمود : « گواهی دهید که من مدت سه روز است که مسموم شده ام ، ظاهراَ سالم هستم ولی مسموم شده ام و بزودی براثر این مسمومیت از دنیا می روم ، در آخر روز سوم از دنیا رفت ( 5 )
آمدن طبیب به بالین امام کاظم ( علیه السلام ) و حرکت جنازه
چگونگی به امامت رسیدن آن حضرت
در زمان حیات امام صادق (ع) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطح می دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند. ـ برادر دیگر امام موسی کاظم (ع) اسحق که برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی کاظم (ع) را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است. ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی کاظم (ع) بقدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین کثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الکاظم (ع) را از امام صادق (ع) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید. شخصیت اخلاقیاو در علم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بیکران خویش تربیت می فرمود. شبها به طور ناشناس در کوچه های مدینه می گشت و به مستمندان کمک می کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه ها می گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می کرد. صرار (کیسه ها) موسی بن جعفر در مدینه معروف بود. و اگر به کسی صره ای می رسید بی نیاز می گشت معذلک در اطاقی که نماز می گذارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود. برخورد حاکمان سیاسی معاصر با اماممهدی خلیفه عباسی امام را در بغداد بازداشت کرد اما بر اثر خوابی که دید و نیز تحت تأثیر شخصیت امام از او عذرخواهی کرد و به مدینه اش بازگرداند. گویند که مهدی از امام تعهد گرفت که بر او و فرزندانش قیام نکند. این روایت نشان می دهد که امام کاظم (ع) قیام را در آن زمان صلاح و شایسته نمی دانسته است و با آنکه از جهت کثرت عبادت و زهد به «العبد الصالح» معروف بوده است بقدری در انظار مردم مقامی والا و ارجمند داشته است که او را شایسته مقام خلافت و امامت ظاهری نیز می دانستند و همین امر موجب تشویش و اضطراب دستگاه خلافت گردیده و مهدی به حبس او فرمان داده است. ـ زمخشری در «ربیع الابرار» آورده است که هارون فرزند مهدی در یکی از ملاقاتها به امام پیشنهاد نمود فدک را تحویل بگیرد و حضرت نپذیرفت. وقتی اصرار زیاد کرد فرمود می پذیرم به شرط آن که تمام آن ملک را با حدودی که تعیین می کنم به من واگذاری، هارون گفت حدود آن چیست؟ امام فرمود یک حد آن به عدن است حد دیگرش به سمرقند و حد سومش به افریقیه (آفریقا) و حد چهارمش کناره دریای خزر است. هارون از شنیدن این سخن سخت برآشفت و گفت: پس برای ما چه چیز باقی می ماند؟ امام فرمود: می دانستم اگر حدود فدک را تعیین کنم آن را به ما مسترد نخواهی کرد (یعنی خلافت و اداره سراسر کشور اسلام حق منست). از آن روز هارون کمر به قتل موسی بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدینه هنگام زیارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قریش و روسای قبایل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا بن عم و این را از روی فخر فروشی به دیگران گفت. امام کاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابت (یعنی سلام بر تو ای پدر من) می گویند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گردید. نجمه همسر امام![]()
نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاکیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را که کنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد. نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى کرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید که به او فرمودند: اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد که بهترین فرد روى زمین باشد. پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام کاظم (ع) فرمود: پسرم! نـجـمـه بانویى است که من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیرکى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیکى کن. ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد که در شکم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى کرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند کرد و لب هاى مبارکش را به حرکت درآورد: گویا با خدایش راز و نیازمى کرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مکرمه با تربیت گوهرى تابناک، ارزشى فراتر یافت.
فرزندان امامبنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی کاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت که هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یکی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است که قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را کمتر و بیشتر نیز گفته اند.
[ سه شنبه 90/4/7 ] [ 1:0 صبح ] [ رضا یوسفی ]
|
|
[ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] |